مهدى عبداللهى
49
ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )
از هر سرخ و سپيدى حفظ كرده و هرگز خوارى و ذلّتى در آنجا براى ما پيش نيامده است . من همراه شما مىآيم تا در آنجا فرود آيى سپس به سوى مردان طايفه طى كه در « أجاء » و « سلمى » هستند مىفرستى ، ده روز طول نمىكشد كه پياده و سواره در پيشگاه تو حاضر مىشوند ، و تا هر زمان كه بخواهى در پيش ما بمان و اگر اتفاقى براى شما پيش بيايد من ضمانت مىكنم كه بيست هزار مرد طايى پيش روى تو شمشير بزنند و به خدا سوگند تا زنده باشند دست كسى به تو نرسد . امام فرمود : « خداوند تو و قبيله ات را جزاى خير دهد ، ميان ما و اين گروه قرارى هست كه نمىتوانيم برگرديم و معلوم نيست عاقبت كار به كجا مىكشد . » « 1 » طرماح مىگويد : من با امام خداحافظى كرده و گفتم : خداوند ، شر جن و انس را از تو دور كند ، من براى خانواده خود از كوفه آذوقه تهيه كردهام و خرجى آنها پيش من است من مىروم آذوقه و خرجى ايشان را مىرسانم و ان شاء اللَّه پيش تو برمىگردم و اگر برسم از ياران تو خواهم بود . امام فرمود : « اگر چنين قصدى دارى پس شتاب كن خداوند تو را رحمت كند ، » « 2 » از اين سخن امام فهميدم كه به مردان نياز دارد . و چون به محل خود رسيدم و نيازمنديهاى خانواده را فراهم نموده وصيّت كردم ، خانوادهام مىگفتند : اين بار به گونهاى رفتار مىكنى كه پيشتر چنين نمىكردى ! هدف خود را به ايشان گفته و از راه بنى ثعل روانه شده به نزديكى عذيب الهجانات رسيدم در آنجا با سماعة بن بدر مواجه شدم كه خبر شهادت آن حضرت را داد و من برگشتم . « 3 »
--> ( 1 ) . جزاك اللّه و قومك خيراً ، إنّه قد كان بيننا و بين هؤلاء القوم قول لسنا نقدر معه على الأنصراف و لا ندري على ما تنصرف بنا و بهم الأمور في عاقبة . ( 2 ) . فإن كنت فاعلًا فعجّل رحمك اللّه . ( 3 ) . الطبري : 4 / 306 .